چرا دکتر محمد مصدق؟

دکتر جهانگر تقی پور عضو کالج سلطنتی جراحان انگلیس و اسکاتلند هستم و فعلا در لندن انگلیس زندگی مینکم.

من با مطالعه نیز مانند بعضی از ایرانیان عقیده دارم که نقش سیاسی که دکتر محمد مصدق در زمان خویش ایفا نمود و بینش فکری و اجتماعی او  در تاریخ ایران ارزش بسیار والائی دارد چون بفهم من دکتر محمد مصدق با افکار و حرکتهای مردمی خوبش روحی در جامعه ایران دمیده است که هنوز مانند آتشی زیر خاکستر بعشق خدمت بوطن نهفته است.

باز بفهم من شادروان دکنر محمد مصدق در عین حال که فردی با اقتدار در موقعیتهای مهم بود تاریخ وقایع آن دوران گواه آنست که خودش شاید حوسله این درگیریهای سیاسی را نداشت و ترجیح میداده است که گوشه انزوا را انتخاب کند چنانچه چندین بار و هربار برای چندین سال کاملا از فعالیت سیاسی کنار میکشید ولی هربار که بوچود او احتیاج بود و بعضی از رهبران سیاسی به سراغ او میرفتند و تقاضا میکردند او با انرژی خدمت بوطن پا بعرصه سیاست میگذاشت ... وبنابراین فعالان سیاسی و مذهبی آن دوران در جبه ملی نقش بسیار مهمی در کنار او اجرا کردند. برای مثال حضرت آیت اللا کاشانی بسیار نقش مثبتی ابتدا بازی کردند ولی سرانجام بعاملی مهم برای پایین کشیدن حکومت دکتر مصدق  تبدیل شد و اطرافیان او نیز از وجود این مرد بزرگ سیاسی مذهبی آن دوران سوئ اسنفاده کرده و با کودتاچیان و حتی اچنبی ها تماس داشتمد و نوشتجات آن دوران نشان میدهد که این روحانی مقتدر آن دوران پنج روز بعداز کوتاه 28 امرداد 1332 وقتی با فضل اللا زاهدی در باشگاه افسران ملاقات میکند بسیار ناراح و عصبی بوده و بزن و ببندهای بعد از کودتا و باز شدن دوباره سفارت انگلیس در تهران شکوه شدید دارد ئ ایکه بوعده ها عمل نشده.

نگاه کردن به اوضاع آن دوران و مقصر جلوه دادن دکتر مصدق و یا حضرت آیت اللا کاشانی منصفانه نیست چون هردوی آنها مانند هرانسان دیگر دارای جنبه های مثبت و منفی بودند. متاسفانه نوشتجات و اظهار نظرها در مورد آنها نیز غلب بی طرف نیستند و مانند اوضاع سیاسی آن دوران جهت گیرانه و طرفداری مغرورانه از یک طرف و ناچیز شماردن طرف دیگر هستند. شادروان دکتر محمد مصدق و مرحوم آیتراللا العظمی ابوالقاسم کاشانی هر دو مردانی از نظر روحی و اخلاقی استخوانبدی سیاسی و عقیده تی محکم و مثل هر سیاستمداری موقعیت طلب ولی از نظر جسمی تنی رنجور و مریض حال داشتند و علاوه بر این بنظر میرسد که آیت اللا کاشانی از طرف جامعه روحانیت و فدائیان اسلام که در پی حکومت اسلامی بودنذ نیز تحت فشار بود و خود را بالاتر از مهتیرین مرجع تقلید شیعه یان آن دوره در ایران یعنی آیت اللا بروجردی میدانست و از عکسها و نوشته های آن دوران همچنین برمی آید که آیت اللا کاشانی به قلدورها و زورگوها مثل شعبان بی مخ و طیب و .... و گروه های ضربت مثل فدائیان اسلام نزدیک بوده است از اینگونه مدارک میتوان گفت که بنظر میرسد که مرجوم آیت اللا کاشانی باآیت اللا بروجردی میانه خوبی نداشته چون او را مانع اصلی برسر راه خویش جهت قبضه کردن رهبری مطلق دینی و سیاسی جامعه خود میدیده - البته این گفته شاید فقط فرضیه ئی از طرف شخصی مثل من بیشتر نباشد ولی دامنه غعالیت های مذهبی و سیاسی آیت اللا گاشانی  بسیار وسیع بوده که چنین برداشتی را میتوان کرد

 بنظر میرسد که هر دوی آنها مانند همه ما ایرانیان و شاید کمی بیشتر از اغلب ما حس خود پرستی و غرور شخصی بالا داشتند وبخود اجازه گذشت و کوتاه آمدن  و در آغوش کشیدن طرف مقابل و آرام کردن جو حاکم بر اجتماع جهت سود رساندن بمردم و وطن ندیدند. بنظر میرسد که اطرافیان  آنها از کنترل و دچار تب بلو شده بودند چون ای طرفداران دکنر مصدق بودند با همدستی مرد مغروری چون آیت تللا کاشانی را از رییسی و رهبری مجلس پایین کشیدند و و بجای یکی از نزدیکان شادروان دکتر محمد مصدق یعنی شادروان دکتر عقیقی را گماردند. این آخرین تیر خلاصی بود که گروه طرفدار مصدق بطرف حضرت آیت اللا ابوالقاسم کاشانی شلیک کردند و قابل درک است که رهبر مغرور مذهبی چون آیت اللا کاشانی و نزدیکان و طرغداران او آنرا تحقیری غیرقابل بخشش جلوه دادند و از هر حربه ئی جهت نابودی دکتر مصدق استفاده کردند که قدرت سیاسی و شائن لطمه دیده اجتماعی از دست رفته خویش را بدست آورند و جالب اینکه از همین دوران است که بنظر میرسد که دکتر محمد مصدق راه پایداری در مقابل عوامل داخلی و خارجی و راه شهادتی چون شهدای کربلا را انتخاب کرده چون بسرنوشت شوم حکومتش و حتی خودش واقف بوده است.

دکتر محمد مصدق دیگر توان مقابله با مخالفان داخلی را نداشت و واقف بود که دستهای اجنبی عمیقا در آن دست دارند گرچه به نیروی رهبران مذهبی چون آیت اللا کاشانی آگاه بود ولی محاسبات او به این نتیجه گیری رسید که نمی تواند زیر بار خواست اجنبی کوتاه بیاید و حتی کار شرکت نفت با پا درمیانی امریکاه به 50:50 بینجامد این دشمنان اجنبی تیر خورده بدلیل مقاومت در مقابل خواست آنها برای خدمت بمردم و وطنش او را نخواهند بخشید و او را نابود خواهند کرد وسرانجام به این نتیجه رسید که باید در مقابل آنها با تمام وجود مقاوت کند و جای خویش را در تاریخ این کشور زنده نگه دارد و شاید مهر او را در قلب شان نگه دارند

 

 البته گر چه دکتر محمد مصدق و آیت اللا سید ابوالقاسم کاشانی دو غول شخصیتی آن دوران بودند مردان ایرانپرست و شجاعی نیز در کنار آنها بودند که  در اوضاع استثنائی آن دوران موقعیت های سرنوشت ساز قلم میزدند. برای مثال دکتر مصدق نقل کرده است که جریان ملی کردن نفت برای اواین بار بوسیله شادروان حسین فاطمی سری پرشور و دلی آگنده بعشق بوطن داشت و سایر رهبران سیاسی و مذهبی آن دوره است که مرکز آن خدمت صادقانه بمردم مطرح شد.

 برای آگاهی نسل جوان و احترام به دکتر محمد مصدق و همرزمانش از  سال 1380 در ده احمدآباد فعالیتهائی را جهت برپا کردن درمانگاهی بیاد این خدمتگزاران صدیق ایرانزمین آغاز کردم که بموانعی برخورد. در جوار آن این پایگاه

 انترنتی نیز ایجاد گردید. دکتر جهانگیر تقی پور - لندن انگلیس

ایمیل

info@cosmeticsurgeryuk.com

توضییح درباره منشور حقوق بشر سازمان ملل دو ویدیو - حقوق بشر بزبان فارسی
Print Print | Sitemap
© DOCTORS MAKEOVER LIMITED