چرا دکتر محمد مصدق؟

در باره کسی که این پایگاه انترنتی را گذاشته است

جواب: من دکتر جهانگیر تقی پور عضو کالج سلطنتی جراحان انگلیس و اسکاتلند هستم و فعلا در لندن انگلیس زندگی مینکم

من اين پايگاه انترنتى و تمام محتويات آنرا تهيه كرده ام و مسئولیت آنرا بعهده میگیرم

 

هدف از برپائی این پایگاه انترنتی چیست؟

 جواب: برای اطلاع رسانی - بخصوص برای نسل جوان ایران و سایر فارسی زبانان چون شواهد حاکی از آنست که هم در زمان حکومت شاه و حکومت کنونی ایران با شناخت دکتر محمد مصدق مخالفت بوده است

 

چرا شما؟افراد مطلع تری از تو وجود دارند و در باره شادروان دکتر محمد مصدق خیلی ها نوشته اند؟

جواب: من هیچ ادعائی ندارم ولی فکر میکنم مدتی در مورد تاریخ ایران و دکتر محمد مصدق  مطالعه کرده ام. خود من عقیده دارم که حرفائی برای زدن دارم که شاید مقداری با گفتاری که تاکنون در باره شادروان دکتر محمد مصدق دیده ام مقداری فرق کند. من هیچ نسبتی با دکتر مصدق و اطرافیانش ندارم و پی منفعت مالی نیستم و تعصبی نسبت به دکتر محمد مصدق ندارم و برعکس امید دارم این نوشتجات با عث بحث بیشتر و شناخت بشتر دکتر محمد مصدق شود

   

چرا فقط برای دکتر محمد مصدق؟

جواب: با توجه به محدودت ها و بااولويت بندى شخصى ام به اين نتيجه رسيدم كه به برداشت من شادروان محمد مصدق و ياران وفادارش از تمام همه سیاسیون و رهبران دیگر در تمام دوران تاریخ مدرن و معاصر ایرانزمین بهتر بوده اند و سزاوارترند

البته شکی ندارم که عاشقان خدمت به ايرانزمين كم  نبوده اند و نیستند و آنها را برای همیشه ارج نهاده و گرامی میداریم

 

منظورت از تاریخ مدرن و یا معاصر ایران چیست؟

  استفاده افراد از این کلمات مبدادقیق تاریخی ندارد و نسبی است. گرچه از اول پیدایش خاندان صفویه - آنها مهر و امضای خودشان را بااستفاده از دین روی افکار و اجتماع و بطورکلی فرهنگ ما حک کردند برای من تاریخ مدرن و معاصر ایران نیز از همین درون شروع می شود و از نظر سیاسی در اواخر دوره قاجار اوج میگیرد و امتداد پیدا میکند. بنابراین بنظر من از زمانی که اروپائیان جای پای پیاده کردن سیاستهای استعماری خود را در ایران مییابند... چون بعضی از یادداشتها تاریخی حکایت از آن دارد که سران کشورهای اروپائی از نیروی دولت عثمانی و پیشرفت آن در اروپا بسیار ناخشنود بودند و همین منابع تاریخی حکایت میکنند که رهبران کشورهای اروپائی شدیدا بیم شکست کامل در مقابل دولت مسلمان و خلافت عثمانی داشتند و به همین دلیل در پی چاره جوئی در سال 1499 میلادی برای مقابله با نیروهای دولت مقتدر عثمانی شاه اسماعیل جوان و متعصب های طرفدار او را در اردبیل با دادن سازوبرگ و تشویق بجان دولت عثمانی انداختند و با این کار خویش - بطور تقریبا دائم دولت عثمانی را در ضلع شرقی خود مشغول زدوخورد با شیعه گران صفویه نگه داشتند که دولت عثمانی دیگر فرصت و قدرت حمله به اروپا را نداشته باشد. همانطوریکه میدانیم اروپائیان به کمک و دخالت در اوضاع ایران در تمام دوران صفویه و قاجارها و بعدادامه دادند و حتی در زمان پادشاهان مقتدری از سلسله صفویه مانند شاه عباس کبیر با فرستادن برادران شرلی و تعلیم ارتش و دادن مهمات جنگی به او چنان کمکی کردند که توانست روی دولت عثمانی فشار بسیار بیاورد و حتی شکستی بدهد و این حمایت های ضدعثمانی غرب به دولت های مختلف ایران ادامه داشت تا سرانجام دولتهای اروپائی موفق شدند که درلت عثمانی را بعداز جنگ جهانی اول در سال 1924  از کار كاملا بیندازند و خلیفه عثمانی جهان اسلام شکست را پذیرفت ولی فرد وطن پرست و دلیری بنام آتاترک (مصطفی کمال پاشا) تنگش را بزمین نگذاشت تا توانست قسمتی از سرزمین دولت عثمانی را که شامل کشور ترکیه کنونی است نگه دارد 

 

چرا شادروان دکتر محمد مصدق از همه بهتر بوده است؟

میدانیم که هیچ کس کاما بدونه عیب اشنباه نیست و شکی نیست که دکتر محمد مصدق نیز از این قائیده مصتثنی نیست ولی رویهمرفته دکتر محمد مصدق نه تنها در حد توان خویش براى ايرانزمين زحمت كشيد بلكه بفهم من - پرچمدار حرکتی ضداستعمارى در ایران بود و نطفه امید استقلال ملی را کاشت و فعالیت دولتش باعث پيدايش يك انقلاب فكرى و بوجود آوردن مکتبى سياسى در ایران شد ک بر روی اعتماد بنفس عمومی و احساس افتخار در'ايرانى' بودن در جامعه ما بوجود آورد. بنظر ميرسد كه دكتر محمد مصدق با چشم باز و اقداماتى جسورانه و بی مانند در تاریخ ایران توانست كه حداقل از نظر روانى نيرويى ملی گرا و ضد استعماری در كالبد اين وطن غمديده و تقریبا

 استعمار شده ایران بدمد كه كس ديگری اين کار رانكرده بود

 

ما حرکتهای ضد استعماری دیگر داشته ایم چرا دکتر محمد مصدق با آنها فرق دارد؟

جواب: البته قبل از رودادهای مشروطیت ما حرکتی دیگر که بنام تحریم تنباکو در حدود سال 1280 هجری شمسی معروف است. این جریان بطور خیلی خلاصه به این شکل بود که دولتمردان ایران در مقابل دریافت دویست هزار پوند انگلیسی که حتی در آن موقع جهان بشگفت واداشت؛ بفردی انگلیسی بنام بارون  یولیوس رویتر برای هفتاد سال امتیاز بهره برداری تقریبا از تمام منابع طبیعی و جنگلها، احداث راه ها و راه آهن و بهر داری از آنها، آبیاری و کشتیرانی ....تنباکو احداث شعبه بانک شاهنشاهی انگلیس و ضرب و چاپ پول و .... برای بیست و پنج سال امتیاز گمرک و عایدات حاصل از آن ....

  برای سابقه کوتاهی اضافه کنم -  بنظر میرسد که امپراتوری بریتانیا بعد از  مستعمره کردن هندوستان در قرن هجدهم میلادی نگران از دست دان آن به شوروی و عثمانی بود و با تمام قدرت از وجودایران بعنوان منطقه نفوذ خود استفاده کرد چون واقف بود که این همسایگان پرقدرت ایران به او اجازه مستعمره کردن آشکار ایران نخواهند داد و شاید بهمین دللیل با زیرکی خاص بفکر بکارگماردن تمام دولتمردان ایران شد. بطوریکه که ویکتوریا ملکه وقت امپراتوری بریتانیا در سال 1842 میلادی یکی از اولیه ترین و بهترین دوربین های عکاسی در دنیا را بطور مخصوص برای ناصر الدین میزای 11 ساله در زمان ولیعهدی اش فرستاد و گر چه بنظر میرسد که قبل از این تاریخ برنامه خود را از طریق کاگزارانشان در شرکت هند شرقی شروع کرده بودند. در زمان دعوت سومشان از ناصرالدین شاه به اروپا و پذیرائی از او در انگلیس در سال ١٨٧٣ ميلادى اغلب کارهای تصمیم گیری و اجرائی ایران در دست عاملان داخلی دولت بریتانیا بودند و سرانجام کار بجائی رسید که شوروی بدلیل شکستهای نظامی ایران گستاخی نشان میداد و تحمل نفوذ روز افزون قدرت گرفتن عاملان انگلیس در ایران را نداشت.البته بين شوروی و بریتانیا قراردادهايى برسر ایران امضا شده بود كه بین خودشان سرزمین ایران را بمناطق نفوذ خودشان تقسیم کرده بودند و این گواه بر آنست كه هردو کشورانگليس و شوروى برسر تصرف نکردن نظامى ایران باهم کنار آمده بودند

شواهد دیگر آن زمان حاکی از آنست که حاکمان ایران و در راس آنها ناصرالدین شاه، بهردلیل، رغبت بیشتری به فرمانبرداری و نزدیکی بیشتر به دولت انگليس داشته اند در سالهای بعد از سفر سوم ناصرالدین شاه به اروپا به دعوت ملکه بریتانیا و پذیرائی مجلل در لندن بنظر میرسد سردمداران بریتانیا برای جلوگیری از واکنش شوروی و از وجود بازرگانی که در بعضی نوشتجات دلالت از آلمانی الآاصل بودن او (بارون رویتر) دارد استفاده کردند که با قرار دادی ننگین و دراز مدت عملا ایران را اداره کنند. جالب است که خود سردمداران دولت بریتانیا همصدا با بقیه آزادیخاواهان جهان برای گمراه کردن دیگران قرارداد رویتر با دولت ایران را سرزنش کردند ولی اینگونه دغلکاریها در شوروی و عثمانی کارساز نبود و این دو کشور با تمام قدرت برآن شدند که این قرارداد را بهم بزنند و وارد عمل شدند و حتى در بعضى نوشتجات حكايت از آن دارد كه عاملان شوروى بسيار فعال بودند و حتى قبل از فتوای آيت اللا ميرزاى شيرازى کاگزاران دولت عثمانی که حاکمان نجف و كربلا در آن زمان بودند به اسم علما علیه این قرارداد فتوا دادند و ختى نوشتجات آنقدر پيش مى روند كه عاملان شوروى با استفاده از اسم آیت اللا میرزای شیرازی بدونه اجازه ايشان فتوا پخش كردند و ايشان چون نجف و كربلا با علماى با نفوذش 

 

 

در   قرارداد با قبل از دولت دکتر محمد مصدق داشته ایم دکتر مصدق با وجود پروش در دامان و فرهنگ قاجارهاى نوكرصفت از اوان جوانى و از زمان برگشت به ايران و شاهد بقدرت رساندن رضا شاه تصميم گرفت كه به اين سنتهاى نوكرصفتى و فرمانبردارى از  اجنبی سیاسیون ايران را درهم بشکند و با رفتار و كردار خویش فرهنگ سیاسی را در تاریخ ایران و سایر دول تحت استعماررقمى تازه بزند. فراموش نكنيم كه در زمانى دكتر محمد مصدق هم در شرق و هم در كشورهاى غربى مهمترين چهره سياسى بود كه رهبران تمام كشورهاى جهان آرزوى ديت دادن و مصاحبت با او را داشتند و هنوز نامش در تمام محافل به نيكى ياد مي شود. جای تعجب نیست که از زمان سقوط دولت دکتر محمد مصدق در امردادماه ١٣٣٢ جامعه ايرانزمين را آبستن اتفاقات ملی و مردمی بوده و ملت ايران بعنوان مادرى قدرشناس به پرورش اين نطفه ايرانى دكتر محمد مصدق همت گمارده است

اين برداشت از آنجا ناشى ميشود كه بفهم من قبل و حتى بعد از دولت دكتر مصدق وضع سياسى و استقلال ملى ايران بدليل دخالتها اجنبى ها وضعى غمگين و شايد ننگين داشته است و بنظر ميرسد كه كشور آنقدر از نظر مالى و معنوى و در درك عمومى در خواب غفلت بوده كه حتى  رهبران دلسوز كشور تقريبا براى گرفتن مقام و امنيت شخصى خود چاره يى جز وابستگى به اجنبى نداشتند و اين دخالت روزافزون آنها با عث احساس خودكم بينى و حتی حقارت عمومی در جامعه شده بود

 

چه معيارى بکار گرفته یی كه دكتر محمد مصدق را بهتر از بقيه در تمام تاریخ معاصر ایران ميدانی؟

جواب: اين فقط نظر شخصى منست

گرچه قضاوت درباره افراد نظر شخصى است ولی خوبی و بدیها تقریبا بین المللی هستند گر چه گاهی كسى كه درنظر يك نفر خوب در نظر فرد ديگر فردى بد تلقى میشود چنین عقاید متضاد کم یابند - جز در موارد عقیدتی مثلا اختلاف نظر حل نشدنی بین ادیان و فرقه ها و مرام های سیاسی. البته فرهنگ ما نیز با كشورهاى غربى كه معيارهاى ارزيابى خصوصيات فردى را استفاده ميكنند فرق دارد اما با كمى تامل ميتوان دريافت كه خيلى از اين خصوصيات شخصى افراد مثل؛ صداقت، راستگويى، فهم و درايت و وفادارى و ميهن گرايى همه جا خوبند و چهار خصلت شخصى بيزار و زننده مثل؛ دروغگويى، ستمگرى تزوير و خودنمايى در همه فرهنگها بد هستند

در ميان كسانى كه اين خصوصيات را پيشنهاد كرده اند ٥٥٥ خصلت بوسيله نرمن اندرسون در ١٩٦٨ هنوز وزنه يى با خود در محافل تحقيقى ميكشند. در صورت تمايل اصل مطلب را اينجا دسترسى و بخوانيد

http://projects.ori.org/lrg/PDFs_papers/Category-breadth.pdf

ميتوانم اين را اضافه كنم با توجه به اوضاع بحرانى آن دوران و فرهنگ ما - بفهم من شادروان دكتر محمد مصدق در خدمتگذارى بمردم و ميهن صداقت داشته بعمق وظيفه اش وافق و در انجام اين وظايف وفادار و در با حس درايت و زیرکی كمر بخدمت مردم و ايرانزمين بسته بود و بنظر میرسد که در تمام دوران طولانى سياسى خويش شادروان دكتر محمد مصدق با آگاهی از گذشته پر افتخار ایران قبل از حمله اعراب و اسلام و تکیه برروی نیروی مردم در صدد بوده تا تابوی شکسته نفسی و فرمان برداری سیاسیون و رهبران کشور را از سفارتهای اجنبی بااقتدار در هم بشکند و این درک و فهم و بمرحله اجرا در آوردن این سیاست نه تنها جرعت و اقتدار میخواهد بلکه احتیاج نقشه تدریجی و عظم راسخ می طلبد  که دکتر مصدق اسرافی و در ناز و نعمت بدونه هیچ جشم داشتی هدیه مینش و مردمش نمود به امید اینکه راه بردگی را ملت را عوض کند

 

دکتر محمد مصدق فقط حدود 27 ماه نخست وزیر بود - آیا میتوان بطریقی کار برد دولت او را محاسبه کرد؟  آيا ميتوان كميت و كيفيت را بيك نسبت در كارهاى تحقيقى علمى اندازه گرفت؟

جواب: بهتر است که اضافه کنم که چند و چون و يا كميت و كيفيت تفاوتهاى دارند كمبت را ميتوان بطور ساده و با دقت بيشتر در كارهاى تحقيق نشان داد ولي متاسفانه راهى ساده براى اندازه گيرى كيفيت وجود ندارد. براى روشن شدن اين موضوع با اعداد و ارقام ميتوان نشان داد كه دخل و خرج ادارات مختلف و در نتيجه دولت دكتر محمد مصدق با نخست وزيران قبل از او ويا بعد از او چه تفاوتهايى داشته (كميت) و در همین مدت نسبتا کوتاه بهتر بوده ولى اينكه آيا خود دكتر محمد مصدق و يا مردم خوشحال تر در آن زمان بودند نمی توان از راهاى تحقيقى نسبتا ساده استفاده كرد چون بجای کمیت که معمولا با حساب و اعداد سر و کار داریم در محاسبات کیفیت مسایل عاطفی و جنبه های شخصى فرد وارد می شوند که مشکل است آنها را با ارقام و حساب و كار علمى نشان داد. امروزه برای درک كيفيت در مسايل اجتماعى شرکتها و دولتها با نظرخواهى - نظر مشتريان را جویا می شوند و جالب است که دکتر محمد مصدق بیش از شصت سال پبش با مخالفان سرسخت داخلی که خود را دایه ملت حساب میکردند جنگید و آنرا باکمک اجنبی ها بمخالفان باخت.

 

 

 

شناخت تاريخى و بحرانى بودن دوران از شهريور ١٣٢٠ تا پايان نخست وزيرى دكتر مصدق نشان ميدهد كه گرچه آنها نفت را ملى كردند كه كسان زيادى كه بمردم پست كردند در بثمر رساندن آن دست داشتند. كسانى كه در ايراندوستى و وطن پريتى آنها بفهم من شكى نيست مثل افراد لايقى چون شادروان حسين مكى، حايرى زاده و حتى مظفر بقايى و رهبران مذهبى لايقى چون آيت اللا كاشانى و افراد ديگر كه همه در جبهه ملى دست بديت هم دادند و صنعت نفت ايران را ملى كردند. وقتى بكارنامه عملى دولت مصدق مينگريم با وجود ادعاهايى در زمينه اقتصاد بدونه نفت و موازنه دخل وخرج دولت ... گرچه شايد منصفانه نباشد كه بيش از شصت سال بعد من قبل از خواب شبانه ام  برروى جديدترين تلفن دستي شركت امريكايي اپل در باره آن دوران پر متلاتم و ره آوردهاى دكتر دولت دكتر مصدق قضاوت كنم. بعضى عقيده دارند كه رضا شاه در قسمتى از دورانش كارهاى عمرانى فراوانى كرد. دانشگاه و جاده و راه آهن سرتاسرى و عقيده دارند از نظر انجام كارهاى عملى و زير بنايى از مصدق ميچربد. آنها امنيت عمومى زمان مرحوم رضا شاه و بى امنى و هرج و مرج زمان مصدق را نيز برخ ميكشند. شكى نيست كه همه اين افراد سهمى در خدمت بوطن دارند ولى بدرك و فهم من چيزى كه دكتر محمد مصدق را از همه اينها يك سر و گردن كامل نگه ميدارد بينش و درك دكتر مصدق بود كه نظرى فراى دوران خويش داشته. بعقيده من دكتر مصدق بيش از هر كس ديگر بعمق فاجعه و يوغ اسارتى كه اجنبى ها با حداقل زحمت و خرج بر گردن ملت ماانداخته بودند كاملا واقف بود و حتى حاضر به از دست دادن جانش در اين راه بود. دكتر مصدق از كوره امتحانات فراوان بيرون آمد و در هر برحه يى از تاريخ ايران نهركشان بميدان آمد و كاملا مانع يوغ بردگى بيشتر شد. مثالهاى فراوانى وقتى كه ايران را انگليس و روس بدو منطقه نفوض تقسيم كردندو يا وقتى كه مرحوم قوام در بازگشت از شوروى لاحه بمجلس برد. بناتاريخ گواه است كه وقتى استقلال بيمار ايرانزمين در خطر وخامت بوده دكتر محمد مصدق باافتدار در ميدان براى خدمت بوطنش حاضر شده و ملى كردن صنايع نفت تنها يكى از اقدامات ملى با رهبرى ايشان بوده. دكتر مصدق در عرصه سياست و احترام بين قشرهاى مردم بى مانند بود و دامنه دولت مردى او اجنبى را بوحشت داخته بود چون بفهم و بينش او شايد بيش از ما واقف بودند و ميدانستند كه مانع بزرگى را بر سر راه دارند. از نظر داخلى هم بنظر ميرسد كه مصدق و يارانش براى اولين بار  به سياسيون ايرانزمين اعتبار و شخصيت كردند و  اين خصلت را در تمام رفتار و كردار مصدق در برخورد با نمينده هاى اجنبى احساس كرد كه در قبل و بعد از آن وجود نداشته استبي مانند او در تاريخ، گرچه دكتر مصدق و دكتر حسين فاطمى و سايرين انتظارى چنين نداشتند

یز مانند بعضی از ایرانیان عقیده دارم که نقش سیاسی که دکتر محمد مصدق در زمان خویش ایفا نمود و بینش فکری و اجتماعی او  در تاریخ ایران ارزش بسیار والائی دارد چون بفهم من دکتر محمد مصدق با افکار و حرکتهای مردمی خوبش روحی در جامعه ایران دمیده است که هنوز مانند آتشی زیر خاکستر بعشق خدمت بوطن نهفته است.

باز بفهم من شادروان دکنر محمد مصدق در عین حال که فردی با اقتدار در موقعیتهای مهم بود تاریخ وقایع آن دوران گواه آنست که خودش شاید حوسله این درگیریهای سیاسی را نداشت و ترجیح میداده است که گوشه انزوا را انتخاب کند چنانچه چندین بار و هربار برای چندین سال کاملا از فعالیت سیاسی کنار میکشید ولی هربار که بوچود او احتیاج بود و بعضی از رهبران سیاسی به سراغ او میرفتند و تقاضا میکردند او با انرژی خدمت بوطن پا بعرصه سیاست میگذاشت ... وبنابراین فعالان سیاسی و مذهبی آن دوران در جبه ملی نقش بسیار مهمی در کنار او اجرا کردند. برای مثال حضرت آیت اللا کاشانی بسیار نقش مثبتی ابتدا بازی کردند ولی سرانجام بعاملی مهم برای پایین کشیدن حکومت دکتر مصدق  تبدیل شد و اطرافیان او نیز از وجود این مرد بزرگ سیاسی مذهبی آن دوران سوئ اسنفاده کرده و با کودتاچیان و حتی اچنبی ها تماس داشتمد و نوشتجات آن دوران نشان میدهد که این روحانی مقتدر آن دوران پنج روز بعداز کوتاه 28 امرداد 1332 وقتی با فضل اللا زاهدی در باشگاه افسران ملاقات میکند بسیار ناراح و عصبی بوده و بزن و ببندهای بعد از کودتا و باز شدن دوباره سفارت انگلیس در تهران شکوه شدید دارد ئ ایکه بوعده ها عمل نشده.

نگاه کردن به اوضاع آن دوران و مقصر جلوه دادن دکتر مصدق و یا حضرت آیت اللا کاشانی منصفانه نیست چون هردوی آنها مانند هرانسان دیگر دارای جنبه های مثبت و منفی بودند. متاسفانه نوشتجات و اظهار نظرها در مورد آنها نیز غلب بی طرف نیستند و مانند اوضاع سیاسی آن دوران جهت گیرانه و طرفداری مغرورانه از یک طرف و ناچیز شماردن طرف دیگر هستند. شادروان دکتر محمد مصدق و مرحوم آیتراللا العظمی ابوالقاسم کاشانی هر دو مردانی از نظر روحی و اخلاقی استخوانبدی سیاسی و عقیده تی محکم و مثل هر سیاستمداری موقعیت طلب ولی از نظر جسمی تنی رنجور و مریض حال داشتند و علاوه بر این بنظر میرسد که آیت اللا کاشانی از طرف جامعه روحانیت و فدائیان اسلام که در پی حکومت اسلامی بودنذ نیز تحت فشار بود و خود را بالاتر از مهتیرین مرجع تقلید شیعه یان آن دوره در ایران یعنی آیت اللا بروجردی میدانست و از عکسها و نوشته های آن دوران همچنین برمی آید که آیت اللا کاشانی به قلدورها و زورگوها مثل شعبان بی مخ و طیب و .... و گروه های ضربت مثل فدائیان اسلام نزدیک بوده است از اینگونه مدارک میتوان گفت که بنظر میرسد که مرجوم آیت اللا کاشانی باآیت اللا بروجردی میانه خوبی نداشته چون او را مانع اصلی برسر راه خویش جهت قبضه کردن رهبری مطلق دینی و سیاسی جامعه خود میدیده - البته این گفته شاید فقط فرضیه ئی از طرف شخصی مثل من بیشتر نباشد ولی دامنه غعالیت های مذهبی و سیاسی آیت اللا گاشانی  بسیار وسیع بوده که چنین برداشتی را میتوان کرد

 بنظر میرسد که هر دوی آنها مانند همه ما ایرانیان و شاید کمی بیشتر از اغلب ما حس خود پرستی و غرور شخصی بالا داشتند وبخود اجازه گذشت و کوتاه آمدن  و در آغوش کشیدن طرف مقابل و آرام کردن جو حاکم بر اجتماع جهت سود رساندن بمردم و وطن ندیدند. بنظر میرسد که اطرافیان  آنها از کنترل و دچار تب بلو شده بودند چون ای طرفداران دکنر مصدق بودند با همدستی مرد مغروری چون آیت تللا کاشانی را از رییسی و رهبری مجلس پایین کشیدند و و بجای یکی از نزدیکان شادروان دکتر محمد مصدق یعنی شادروان دکتر عقیقی را گماردند. این آخرین تیر خلاصی بود که گروه طرفدار مصدق بطرف حضرت آیت اللا ابوالقاسم کاشانی شلیک کردند و قابل درک است که رهبر مغرور مذهبی چون آیت اللا کاشانی و نزدیکان و طرغداران او آنرا تحقیری غیرقابل بخشش جلوه دادند و از هر حربه ئی جهت نابودی دکتر مصدق استفاده کردند که قدرت سیاسی و شائن لطمه دیده اجتماعی از دست رفته خویش را بدست آورند و جالب اینکه از همین دوران است که بنظر میرسد که دکتر محمد مصدق راه پایداری در مقابل عوامل داخلی و خارجی و راه شهادتی چون شهدای کربلا را انتخاب کرده چون بسرنوشت شوم حکومتش و حتی خودش واقف بوده است.

دکتر محمد مصدق دیگر توان مقابله با مخالفان داخلی را نداشت و واقف بود که دستهای اجنبی عمیقا در آن دست دارند گرچه به نیروی رهبران مذهبی چون آیت اللا کاشانی آگاه بود ولی محاسبات او به این نتیجه گیری رسید که نمی تواند زیر بار خواست اجنبی کوتاه بیاید و حتی کار شرکت نفت با پا درمیانی امریکاه به 50:50 بینجامد این دشمنان اجنبی تیر خورده بدلیل مقاومت در مقابل خواست آنها برای خدمت بمردم و وطنش او را نخواهند بخشید و او را نابود خواهند کرد وسرانجام به این نتیجه رسید که باید در مقابل آنها با تمام وجود مقاوت کند و جای خویش را در تاریخ این کشور زنده نگه دارد و شاید مهر او را در قلب شان نگه دارند

 

 البته گر چه دکتر محمد مصدق و آیت اللا سید ابوالقاسم کاشانی دو غول شخصیتی آن دوران بودند مردان ایرانپرست و شجاعی نیز در کنار آنها بودند که  در اوضاع استثنائی آن دوران موقعیت های سرنوشت ساز قلم میزدند. برای مثال دکتر مصدق نقل کرده است که جریان ملی کردن نفت برای اواین بار بوسیله شادروان حسین فاطمی سری پرشور و دلی آگنده بعشق بوطن داشت و سایر رهبران سیاسی و مذهبی آن دوره است که مرکز آن خدمت صادقانه بمردم مطرح شد.

 برای آگاهی نسل جوان و احترام به دکتر محمد مصدق و همرزمانش از  سال 1380 در ده احمدآباد فعالیتهائی را جهت برپا کردن درمانگاهی بیاد این خدمتگزاران صدیق ایرانزمین آغاز کردم که بموانعی برخورد. در جوار آن این پایگاه

 انترنتی نیز ایجاد گردید. دکتر جهانگیر تقی پور - لندن انگلیس

ایمیل

info@cosmeticsurgeryuk.com

توضییح درباره منشور حقوق بشر سازمان ملل دو ویدیو - در باره حقوق بشر بزبان فارسی - برای دیدن آنها روی هر کدام کلیک کنید
Print Print | Sitemap
© Copyright, ahmadabadmossadegh.com حقوق قانونی محفوظ است