مصدق و مردم ايران

مصدق و مردم ايران
ترجمه مقاله دکتر جهانگیر تقی پور كه در ژورنال طب. ستیز و بقاء در خرداد ماه  1385 چاپ شده است. خود ایشان این ترجمه را برای خوانندگان فارسی زبان تهیه نموده اند. می توانید اصل مقاله را  كه بزبان انگلیسی است از وب سایت زیر تهیه كنيد و یا با ما تماس بگيريد.
Taghipour J. Mossadegh and the People of Iran; Medicine, Conflict and Survival; 2006 22(2) 162-172
(www.tandf.co.uk)

 

 

از ميان كتابهائى كه تاكنون در مورد دوران نخست وزيرى دكتر محمد مصدق و كودتاى ۲۸مرداد ۱۳۳۲
انتشار يافته است کتاب «همه مردان شاه» نوشته استيفن كنيزر خبرنگار کهنه كار آمريكائى روزنامه تایمز نیویورک در صدر آنها قرار دارد. نویسنده کتاب ضمن تحقیقات بسیار دقیقی که انجام داده  به مدارک فراوانی دسترسی پیدا کرده است - وی همچنین با بسیاری از افراد آگاه در داخل ایران و در خارج گفت و گو کرده و علاوه براین برای تکمیل این تحقیقات خود  شخصا به ده  احمد آباد آبیک بازداشتگاه دکتر مصدق سفر کرده و با مردم آن روستا گفت و گو نموده است. استفان كنيزر این کتاب را که ثمره تلاشهایش  می باشد « به ملت ایران تقدیم نموده است». يعنى به كسانى  كه هنوز هم عده اى زیادی از آنها از دانستن واقعیت ها در مورد کودتای 28 مرداد 1332 محروم بوده اند.
كينزر وقایعی را كه منجر به کودتای ۲۸مرداد ۱۳۳۲ شده است را به ترتیب اتفاق با قلمی شیوا به رشته تحریر در آورده است  و به آنها کمی چاشنی دراماتيك داده است که خواندن اصل متن انگلیسی آن به قلم این نویسنده بسیار خواندنی و دلچسب است. از زمان انتشار اين کتاب در غرب در سال ۲۰۰۳ تاکنون حداقل سه گروه مجزا مترجم و ناشر اين کتاب را در ایران ترجمه و چاپ کرده اند و به بازار ایران عرضه نموده اند كه اين امر خود گویای استقبال عمومی از آنست.
اولین بار از دکتر محمود مصدق (نوه دکتر محمد مصدق) در تابستان ۱۳۸۳ درباره اين کتاب شنیدم. وقتی كه در هتل لاله تهران نشسته بودیم ایشان میز و صندلی كه حدود ۲متر از ما فاصله داشت به من نشان داد و گفت : زمانی كه نویسنده کتاب به ایران آمده بود، با پسرش  در كنار ایشان آنجا نشسته بودند و آقای كينزر به آنها گفت كه در مورد دکتر مصدق تحقیق فراوان كرده و مى خواهد كه درباره ایشان كتابى جدید بنویسد چون عقیده دارد كه مصدق مردی استثنائی بوده كه لیاقت آن را دارد که نامش در دنیا زنده بماند. او اضافه كرد كه بالای سر خود در محل كارش در آمريكا عکس بزرگى از مرحوم دکتر مصدق كه روى جلد مجله تایمز نیویورک به عنوان مرد سال جهان در ۱۹۵۱ که دکتر مصدق نفت ایران را ملی کرد چاپ شده بود  نصب کرده است. كينزر همچنین گفت كه او میداند كه احتمالا عده اى در دولت آمريكا از این كار ایشان خوششان نمی آید ولی او هدفی جز نوشتن این کتاب ندارد.
همانطوری كه در این کتاب آمده است روحانیت ایران نقش مهمی در روى كار آوردن و نخست وزیر شدن دکتر مصدق بازی كرد ولی خصوصیات ذاتی بى مانند مصدق عامل اصلی در به ثمر رسیدن و ملی کردن شرکت نفت ایران و انگلیس در ۲۹ اسفندماه ۱۳۲۹ بود. براساس برآورد نویسنده کتاب در سال ۱۳۸۲ وقتی كه او از ایران بازدید مى كرد با وجود مخالفت گروهی از روحانیت سنت گرا هنوز خاطرات مصدق و گرامیداشت ره آوردهاى او برای ایرانیان فراموش نشدنی و پابرجا ست. بهمین دلیل مرحوم آیت الله خمینی خيلى از ایرانیان را به تعجب وا داشت وقتی از دکتر مصدق به خوبی ياد نكرد و حتى بعضی از طرفداران ايشان كار را به جائى رساندند كه ملى كردن صنعت نفت در ايران را فقط مربوط به نقش روحانیون بخصوص شخص مرحوم آیت الله كاشانى دانستند و سعى نمودند كه به مردم بقبولانند كه مصدق در آن نقشی بازى نکرده است. ایشان شاید برآنند که با کوته نظری و كم لطفی مصدق را از بزرگترین ره آورد زندگی سپاسی اش که ملی کردن بزرگترین ثروت ملی (نفت) ایران بود محروم کنند. حتی در چند سال گذشته با وجود یادآوری رهبر كنونى جمهوری اسلامی آیت الله خامنه اي  كه از مصدق به نيكى ياد كرده اند عده اى در حکومت ایران روى خوشى به مصدق نشان نمى دهند و زمانی كه كينزر نویسنده کتاب "همه مردان شاه" مى خواست حدود دو سال پیش (بعد از انتشار کتابش)  به ایران برگردد به او روادید ورود دو باره  به ایران را ندادند.
(National Archives – kew, London, England)طبق مدارک فراوان موجود در اداره بایگانی ملی انگلیس  که من دیده ام سرانجام تبانی و همدستی اطرافیان دربار به سركردگى شاه و روحانیت تحت رهبری آیت الله كاشانى نقش حساس و حیاتی در به ثمر رساندن کودتای آمريكائى- انگلیسی ضد مصدق بازی كرد و سرانجام آنها توانستند به راحتی بر حکومت ملی دکتر مصدق و بر ملت ایران پیروز شوند. اين آخرین تیر خلاصی بود که اين دو جناح به اين جنبش ملی به رهبری دکتر مصدق زدند چون مدتها برروی بی اعتبار کردن شخص مصدق و ضعیف کردن حکومت او کار کرده بودند. اگر چه شواهد حاکی از آنست كه در روز 28 مرداد 1332 عده ای هم با ساده لوحی به دام نقشه کودتاچیان افتادند و کودتاچیان از وجود و نفوذ آنها به نحو احسان استفاده کردند. شاید هم وجود شرایط اجتماعی بدلیل تبلیغات وسیع و طولانی اجنبی ها بوسیله جیره خوران داخلی شان در رسانه ها علیه شخصیت  دکتر مصدق بی تاثیر نبوده است.
شك و تردیدی نیست كه مصدق سعی داشت كه دین از حکومت جدا بماند و به احترام و قدرت معنوی روحانیت در اجتماع آگاه بود و شاید بهمین دلیل نگران همدست شدن روحانیت با مخالفین خویش در دربار و حتی دست نشانده ها و جیره خوران اجنبی داخلی بود. 
مصدق اصرار داشت که شاه فقط سلطنت کند و جا و احترام خود را با دخالت در سیاست از بین نبرد. مصدق مرتبا از ملت به وسیله رسانه های عمومی تقاضای استمداد داشت. او به فهم و درك مردم و قدرت ایشان  برای به هدف رساندن آمال و آرزوهای خودشان ایمان داشت و خود را خدمتگزار آنها میدانست.
در تاریخ 7 اردیبهشت 1330 ۲۸ آوریل ۱۹۵۱) مجلس به نخست وزيرى دكتر مصدق برخلاف انتظار دربار و شاه رأی تمایل داد و روحانیت به رهبری مرحوم آیت اللا کاشانی او را در این راه یاری و پشتیبانی نمودند.
دكتر مصدق در مدت ۲۷ماه نخست وزيرى با مجلسین ( به خصوص مجلس شورای ملی ) همكارى نزديك داشت و با پیگیری مداوم مراحل عملی ملی کردن صنایع نفت توانست سود آورترين شرکت دولت بریتانیای كبير آن زمان را ( شرکت نفت ایران و انگلیس) کاملا ملی  کرده و در دستان ملت ایران قرار دهد و با وجود همه گرفتاریهایی که در پیامد ملی کردن نفت  برای دولتش به وجود آمده بود به جوانب دیگر اصلاحات در کشور نیز پرداخت. او قوانین انتخابات را اصلاح  كرد و به طور خستگى ناپذير براى مبارزه با رشوه خواری و فساد اداری همت گماشت. دکتر مصدق بطور خسته ناپذیری برای بهبود وضعیت اداری دولتش فعالیت کرد. با تحريم گسترده خريد نفت ايران در سطح جهانى- مصدق به «اقتصاد بدون نفت» پناه برد و با كمك گرفتن از مردم ايران و سهيم كردن مردم در آن كار را به جائى رسانيد كه براى اولين بار از زمانى كه در تاريخ ايران مدارك سابقه ثبت دخل و خرج دولت از حدود ۵۰ سال قبل از آن تاريخ  وجود داشت تحت رهبری مصدق حساب صادرات و واردات ايران در سال ۱۳۳۱ به طور غير قابل انتظارى براى اولين بار  به صورت موازنه در آمد.
بعد از كودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دكتر مصدق در دادگاه نظامى به سه سال زندان محكوم شد و بقيه عمرش را در تبعيد و زبر نظر در ده احمد آباد آبیک گذرانید. تاریخ شهادت میدهد كه مصدق در دوران زمامداریش صلاح و خواست ملی وطن  را راْس برنامه های دولت خود قرار داد و با وجود داشتن قدرت فراوان  قانونی و سیاسی و وجحه بالای  اجتماعی بطور كلی  دست خود را از قانون درازتر ننمود و به قربانی  کردن هیچ فرد و گروهی از مخالفان خود همت نه گماشت. ساختار کابینه های مصدق بهترین گواه  بر  این واقعیت است كه او با تمام فهم و درک سیاسي اش سعی می نمود كه دولت اش قدرت تحمل همه افکار و عقاید متضاد سیاسی و مذهبی  را داشته و آنها را در اجتماع ترویج می داد. ولی فاتحان کودتا نه تنها خود مصدق و نزديكان  او را فورا‌ْ به بند کشیدند  بلکه با برنامه ریزی برای سالهای متمادی  ملت ایران  را بدونه  واهمه از هیچ پی گرد قانونی  شاید به دلیل پشتیبانی شان از مصدق مجازات نمودند و حتی بعضی ها عقیده دارند كه  پی آمد های پشتیبانی ملت از مصدق هنوز هم  ادامه دارد.
به طور كلى شادروان دکتر مصدق چند خصوصیت بارز و بى مانند داشت:
اولاً او يكى از معدود سياستمداران ايرانى بود كه به حكومت قانون و مقررات عقيده داشت و معتقد بود كه
ملت جهت هدايت سرنوشت خويش احتياج به ولى ندارد. به همين دليل نقش خويش را به عنوان خدمتگزارى مى ديد كه با تمام خلوص نيت جهت به اجراء درآمدن آمال و آرزوهاى آنها زمينه را مساعد و هموار كند. او به آزاديهاى شخصى احترام مى گذاشت و رسانه هاى عمومى را صدای مردم می دانست. آزادى انتخابات و رعايت قانون را تشويق می كرد و حقوق انسانى شهروندان را سرلوحه برنامه هاى دولت خود قرار داده بود. مصدق به گونه ای عمل مى كرد كه خود او و دولتش سرمشق سايرين در اجتماع باشند. براى نمونه نوه دكتر مصدق (محمود مصدق که در تهران در قید حیاط است) برایم تعریف كرد كه وقتى در زمان كودتا در آمريكا دانشجو بود خانم يكى از ديپلمات هاى ایرانی در آمريكا بطور محرمانه  به او خبر داد كه مأموران امنيتى آمريكا و انگليس در حال تدارک كودتائى جهت سرنگونى و نابودى دولت دكتر مصدق هستند. آن خانم از نوه دكتر مصدق خواست كه هر چه زودتر پدربزرگش را در جريان قرار دهد. نوه دكتر مصدق به او تلگراف كرد و از طريق فرد مطمئنى نيز براى او پيغام فرستاد ولى در كمال تعجب همانطورى كه آن خانم به ايشان گفته بود سر موقع كودتا شد و نوه دكتر مصدق به دليل قطع خرجى و فشار فراوان روى خانواده شان به ايران برگشت. ايشان اضافه كرد وقتى حدود يكسال و نيم بعد از كودتا كه پدربزرگم را در زندان ديدم از او پرسيدم كه آيا تلگراف و پيغام او را دريافت كرده بود؟ دكتر مصدق با حالت برافروخته اى پاسخ داد كه پيغام هاى او را دريافت كرده بود ولى نمى توانست قانون را زير پا بگذارد و با اعلام  حكومت نظامى حمام خون به راه بيندازد. به خصوص كه پول هاى انگليس و آمريكا عده زيادى از افراد با نفوذ در اجتماع و مجلس و حتى ارتش و روحانیت را تا آن زمان خریداری کرده بودند.
دومين خصوصيت ممتاز دكتر مصدق همانطورى كه در كتاب «همه مردان شاه» آمده است اعتقاد او در استقلال و تماميت ارضى ايران بود. او عقيده داشت كه ملت ايران لياقت آن را دارد كه سرنوشت خويش را بدون دخالت اجنبى ها تعيين كند. مصدق مخالف داشتن رابطه با كشورهاى ديگر نبود بلكه عقيده داشت كه هرگونه ارتباط بايد به طور پایاپاى و برابر و مساوى و بر مبناى حفظ منافع هر دو طرف استوار باشد. مصدق چنان در اين عزم خود راسخ و در اين راه استوار بود كه تاريخ نشان مى دهد كه با توجه به خطر جانى و مالى براى خود و خانواده اش تا آخر عمر بر اين عظم استوار ماند و در اين راه هم خيلى چيزها را از دست داد و زجر كشيد.
سومین و به عقیده من بارزترين كيفيت شخصى مصدق اقتدار و شهامت او بود كه حتى گاهى از طرف عده اى به لجاجت و كج خلقى او تعبير مى شد. فقط مجسم كنيد كه با وجود اطرافيان با نفوذ داخلى و خارجى شاه و خانواده اش، دكتر مصدق روبروى شاه بايستد و پافشارى كند كه مادرش و خواهرش اشرف و حتی بعضی ديگر از شاهزاده ها كه در كار دولت كار شكنی و در سياست دخالت مى كنند بايد به خارج از ايران تبعيد شوند. اقتدار مصدق به حدی بود كه با تنی فرتوت با عصايي در دست رو بروی شاه و پشتيبانانش قد علم ميكرد و از شاه میخواست كه فقط  سلطنت كند و احترام خود و سلطنت را نگه دارد و از دخالت در تمام كارهای دولت پرهیزکند. مصدق از دخالت همه افراد با نفوذ اجتماع حتی فرد قابل احترامی چون مرحوم آیت اللا کاشانی و اطرافیانش جلوگیری می کرد (بعضی ریشه اختلافات این دو را در این دیده اند). مصدق شدیدا در مقابله با مخالفین داخلی و خارجی بوده که شرح شهامت مصدق خود به تنهايي در كتابى جداگانه مى گنجد. مصدق عقيده داشت كه ملت ایران او را برگزيده اند  و به او اعتماد كرده اند و باكى نداشت كه قدرت ملت را به رخ تمام مخالفان در هر مسندی بکشد و اين خصوصیت بی مانند مصدق به عقیده من از راهى كه  ساير سياستمداران ايران قبل از مصدق و حتی بعد از او در پیش گرفته اند فرق دارد.
وقايع بعد از كودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ براى مصدق و اطرافيانش رنج آور و دردناك و براى ملت ايران سرافكندگی و حقارت در پى داشت. عده زيادى از كابينه و كسانى كه به هر طريق در دولت او شرکت و دست داشتند به طور علنی دستگير و عده اى از آنها محاكمه و شكنجه و زندانى شدند. بدون از دست دادن هيچ فرصت زمانی بزرگترين ره آورد زحمات مصدق و همرزمانش يعنى "ملى كردن صنعت نفت" لغو شد و انگليس و آمريكا در موقعيتی  قرار گرفتند كه بدون هیچگونه مزاحمت توانستند  براى دهها سال اين منبع ملى ما را به تاراج ببرند.
شخصاً از يكى از بازماندگان خانواده دكتر مصدق شنيدم كه بعد از كودتا آنها علناً مورد ارعاب و ضرب وشتم و تحقير قرار گرفتند. خانه هاى آنها را غارت كرده و آتش زدند. اين وقايع در حالى اتفاق مى افتاد كه به دليل  برانگیختن احساسات ضد مصدق و آغشته كردن جو اجتماع آنها هيچ اجازه و فرصتى نداشتند كه بتوانند از خودشان كوچكترين دفاعى بكنند. او در حالی كه اشك در چشمانش حلقه زده بود اضافه كرد بعد از كودتا بطور خلاصه: "ما را نابود کردند".
وقتی شادروان دکتر سید حسین فاطمی وزیر امورخارجه دولت ملى  دكتر مصدق را حدود چهار ماه بعد از كودتا در خانه اي در تهران پيدا كردند، او را به مركز حكومت نظامى بعد از كودتا نزد تيمور بختيار و نصيرى بردند و با وجود مستشاران نظامى و امنيتى انگليسى و آمريكائى در مقر حكومت نظامی بعد از كودتا دكتر فاطمى را جلوى عده اى اوباش و جانى كه از قبل با چاقو، چماق و وسائل ديگر مجهز شده بودند انداختند كه اگر فداكارى و از جان گذشتگى خواهرش بانو سلطنت فاطمی نبود آنها برنامه داشتند كه دكتر فاطمى را چند ساعت بعد از دستگيرى بدون هيچگونه مراحل قانونی تكه تكه كنند. بانو سلطنت از رادیو شنیده بود که برادرش را پیدا كرده اند خودش را به شهربانی رسانيد و بى پروا خودش را روى نعش برادرش انداخت و با وجود خوردن بيش از سى ضربه چاقو از كشتن او جلوگیری كرد. دكتر فاطمی نيز در اين جريان چند ضربه چاقو خورد و زخمی شد.
فاتحان كودتاچى خوب واقف بودند كه با ملت ايران چه مى کنند - آنها آگاه بودند كه فاطمى ۳۳ساله فردى بی مانند و ستاره اقبال حركت ملى ايران در آينده خواهد بود كه با شكوفائى بيشتر به طور حتم جانشینی طبيعى براى مصدق هفتاد و چند ساله خواهد بود. آنها نه تنها مصدق را واژگون كردند بلكه كمر به از بين بردن آينده اين حركت ملی ملت ايران تحت رهبری فرد لایقی چون دكتر حسين فاطمى نيز بسته  بودند.  آنها عجولانه دكتر فاطمى را در پشت درهاى بسته دادگاه های نظامی  بعد از كودتا محاكمه و محكوم به اعدام نمودند. ما اکنون مى دانيم كه دكتر فاطمى با وجود زخمهايش كه هنوز التيام نيافته بود و حال بيمار و رنجورى كه داشت با وجود بودن زير فشار روحى فراوان در دادگاه از تمام سردمداران حكومت بعد از كودتا كه به ريختن خونش كمر بسته بودند دعوت كرد كه آنها حتی از يك نفر نام ببرند كه در مدت دوره سه ساله قدرت دولت مصدق آن فرد را براى داشتن افكار و عقايد و مذهب و غيره کشته و يا حتی شكنجه كرده باشند و يا در روزنامه اي را بسته باشند.
شادروان دکتر سید حسین فاطمی آزادى هاى مدنی و انسانی فردی و آزادى گروهی و رسانه ها و حقوق بشر در زمان حكومت دكتر مصدق را برشمرد و سپس به بگير و ببند زندان، شكنجه و كشتار آنها بعد از كودتا پرداخت و سرانجام نتيجه گيرى كرد كه او با توجه به پرونده دولت دكتر مصدق -  با كمال سرافرازى و افتخار در دولتى وزير امورخارجه بوده كه وجود چنين دولتى نه تنها در تاريخ ايران، بلكه در منطقه و حتى تمام كشورهاى جهان سوم بى مانند بوده است. چند روز بعد حدود ساعت ۴ سحرگاه ۱۹آبان ماه ۱۳۳۳ در يك روز خيلى سرد زمستان وقتى كه او هنوز از زخم هاى چاقو خوره اش و عفونی شده اش با تب بالا و تنى رنجور رنج مى برد و به سختى مى توانست روى پاى خويش بايستد او را تيرباران کردند.
دكتر فاطمى حتى در آن لحظات مرگ آور اميدش را از ملت ايران قطع نكرد و آخرين پيامش به مردان و زنان ايران زمين اين بود كه او با خونش از حرمت و حاكميت ملت و تماميت ارضى وطنش دفاع كرد و انتظار دارد كه بقيه ايرانيان همانند اوعمل كنند. بعد از کشتن دکتر فاطمی آنقدر به روى خانواده او فشار روحى، جسمى و مالى گذاشتند كه زنش براى حفظ جان نوزاد هفت  ماهه اش چاره اى جزء تقاضاى كمك و ترحم از قاتل شوهرش (شاه) نداشت تا زمانى كه او و پسرش  توانستند از ایران خارج شوند.
خاطره فراموش نشدنی دکتر محمد مصدق و همقطارانش سوژه يك بازی تئاتر در لندن بود كه در ۲۳ اكتبر ۲۰۰۵ با همت كارگردان کهنه كار ایرانی آقای رضا علامه زاده بر روى اكران آمد و با استقبال فراوان ايرانيان از وطن رانده روبرو شد. در يك سالن تآتر نسبتا كوچك حدود سيصد نفر از آنها شاهد نمايش فيلم هاى مسند از دوران مصدق و تئاتر محاكمه او در دادگاه نظامى بودند. نقش دكتر مصدق نيز به عهده بازیگر با تجربه تئاتر آقای رحمانی نژاد گذاشته شده بود. در زمان نمايش من و همسرم در كنار بيوه شادروان دکتر سید حسین فاطمی در سکوتی غمناک دیده تر کردیم و از شنیدن آه و غم و گریه بلند همانند تماشاگران دیگر بی بهره نبودیم. به خصوص در زمانى كه براى مصدق شكى باقى نمانده بود كه او را در حضور رسانه هاى داخلی و خارجى در دادگاه نظامى به طرز مضحكى مى خواهند كاملاً تحقیر کنند و مصدق اعتقاد داشت كه او را به دليل ارتكاب به تنها جرم زندگی سیاسی طولانی اش كه همانا «خدمت به وطنش بوده» به بند كشيده و محاكمه و سرزنش و بى اعتبار مى كنند و مطمئناً اين مسئله او را در بقيه عمرش رنج فراوان داد و سرانجام آن را در كمال مظلوميت با خود به گور برد.
براى بسیاری از مردم دنيا وعده کمتری در داخل ايران براندازی و كودتا علیه دولت ملی مصدق عملی غیر قابل اجتناب بود. در كتاب «همه مردان شاه» اشاره به اضطراب غرب به خصوص آمريكا و انگليس به پيشرفت حزب توده طرفدار شوروى در ايران به دليل محيط مساعد آزادى هاى عمومى در دوران حكومت مصدق شده است. كشورهاى غربى نگران بودند كه ايران به زودی به آغوش شوروى كمونيست خواهد افتاد و سرانجام  این فرضيه عامل اصلی متقاعد کردن آيزنهاور رئیس جمهور جدید آمريكا توسط سیاستمدار  لایق و با تجربه ای  چون وينستون چرچيل نخست وزير وقت انگليس شد كه به عقاید قديمی استعمارگرى انگليس اعتقاد داشت و با پيگيری مدام سرانجام انگلیسی ها توانستند دولت آمريكا را متقاعد کنند كه دولت مردمی و ملی دکتر محمد مصدق را به وسیله عمّال داخلی شان با كودتا سرنگون کنند. امّا بعد از كودتا، اعمال كشورهاى فاتح خاطرات تلخ و فراموش نشدنى براى ايرانيان به مدت  سی و هفت سال به بار آورد.
آمريكا و انگلیس نه تنها شاه را در مرداد 1332 به تخت طاووسش برگردانند بلكه آنها در استبداد شاه نقش حساسی را بازى كردند. آنها با دادن سلاح و تعليم و سرپرستى نيروهاى امنیتی رژیم شاه  (ساواک) در ایران ساده ترين حقوق انسانى ملت را زير پا گذاشتند و سرمایه های ملی ما را کنترل و به یغما بردند. اين اعمال غير انسانى و غير قابل قبول ايشان باعث شد كه سرزمين ايران به زمينى حاصلخیز و پر بركت جهت پرورش عقاید و احساسات ضد غربی تبدیل شود و از آنجا موجی برگیرد كه سرانجام نه تنها این موج  دست نشاندهً  آنها یعنی شاه  را واژگون كرد بلکه باعث شد كه مردم ايران با داشتن تجربهً تلخ  شاه و اطرافيانش از يكطرف وحزب توده و چپی های پيرو شوروی از طرف دیگر با بی اعتمادی به همهً  تحصیل کرده گان غرب و شرق به روحانیت پناه ببرند. چون به بتجربه عده زیادی از مردم  ایران تحصیل کرده ها و تعلیم دیده ها غربی در دوران حکومت شاه آگاهانه مستقل عمل نکردند و به ملت ایران ضربه و شاید هم خیانت کردند. این جو زمینه ای را بوجود آورد كه  مردم به روحانیت به رهبری مرحوم آیت الله خمینی اعتماد نشان دادند ولی  متاسفانه بنظر می رسد که اینها از روی آوردن ملت به آنها سو استفاده کرده اند: اینها اولا به گرفتن و آفرینش مراكز قدرت همت گماشتند و سپس با حرکاتی چون  اشغال سفارت آمريكا در سال ۱۳۵۸ تمام مخالفان خویش را از گردونه حكومت و حتی سیاست  ایران به هر طریق بیرون راندند. اينها هنوز هم ایران را از بهره گیری از خدمات عدهً زيادی از پاك ترين و صادق ترین و كارآمدترين فرزندانش به دلیل همفکر نبودن با آنها بطور بی رحمانه محروم  نموده اند.
دلایل دیگری نیز براى توجیه این احساسات ضد غربى ايرانيان وجود دارد. كينزر در صفحات اوليه كتابش "همه مردان شاه" نقل قولى از پرزيدنت ترومن مى كند كه گفته بود: «هيچ چيز در دنيا تازه تر از تاریخی  كه در باره آن نمی دانيم نيست». شكی وجود ندارد كه زندگى عده زيادى از مردم ایران در مرداد ماه ۱۳۳۲ عوض  شد وتعداد فراوانی از  آنها هستی خود را کاملا از دست دادند. عده اي به بند كشيده شدند و بعضی را نيز کشتند. ديكتاتوری  شاه مسیر سیاسی  اجتماعی و اقتصادی ایران زمین را برای همیشه  کاملا عوض كرد.  تردیدی نيست كه پشتیبانی آمريكا و انگليس  از رژيم شاه  بعد از كودتا نقش حیاتی در به ثمر رسیدن اين اهداف داشت و حتی كار را به جايی رسانده بودند كه با وجود اطلاعات موجود در مورد کودتا  در غرب مردم ايران را از بهره گیری و آگاهی  درباره کودتای 28 مرداد 1332 محروم كرده اند.
قبل از ورود به دانشکده پزشكى بعد از يك دوره سه ساله در آموزشگاه حرفه اى شرکت نفت در امیدیه آغاجاری به عنوان کارگر در صنايع نفت جنوب ايران به مدت حدود سه سال مشغول كار بودم و در اين مدت براى اولين  بار درباره مصدق از ساير کارکنان صنعت نفت شنيدم. گرچه در دهى دور افتاده در استان كهليكويه و بويراحمد درجنوب ايران در حدود زمان كودتا متولد شدم ولى سرنوشت و علاقه شخصى ام مرا با كسانى آشنا كرد كه شدیداً هنوز تحت تأثیر كودتاى ۲۸مرداد ۱۳۳۲ زندگى مى كردند. از آخرين خانه- بازداشتگاه و آرامگاه دكتر مصدق در ده احمد آباد كه حدود ۱۰۰ كيلومتر در غرب تهران است  بارها  بازدید كرده ام و بعد از مدت ها كار سرانجام به افتخار شادروان دکتر محمد مصدق و كابينه اش كارهای ساختمانی و تهیه وسایل در كلينكى  را تهیه كرده ام كه جهت درمان رایگان مردم و خدمات اینترنتی آموزشی در ده احمد آباد در کنار آخرین بازداشتگاه دکتر مصدق مورد استفاده قرار گیرد. درحال حاضر در پی گرفتن مجوز برای ماهواره جهت اینترنت سرعت زیاد هستیم.
با بسیاری از مردم ده احمد آباد گفتگو كرده ام و عده زيادى از آنها برايم خاطراتی از دكتر مصدق تعريف كرده اند براى مثال آنها توضیح داده اند كه چطور يك فوج سرباز و مأموران امنيتى در ده كوچك آنها اسکان داده شده بود و حرکات و رفت و آمد به بازداشتگاه مصدق را زير نظر داشتند. آنها برايم گفتند وقتى كه دكتر مصدق در بیمارستان نجميه در سال ۱۳۴۵ درگذشت مرده او را به ده آوردند و سربازان نمى دانستند با مرده ايشان چكار كنند چون به آنها فقط گفته بودند كه او را طبق وصيتش نگذاريد در كنار قبر دکتر حسین فاطمی و شهدای ۳۰تير در ابن بابويه خاك کنند. مردم ده به من گفتند بعد از چندين ساعت آيت الله زنجانى از راه رسيد ايشان با شهامت فراوان سربازان و نيروهاى امنيتى را به كنار زد و با بغل كردن پيكرمصدق او را به حياط خانه در كنار نهر آب كوچكى آورد و بدن او را شست و نماز ميت گذارد و بعد آن را در يك جعبه آهنى كه از داخل خانه مصدق آوردند گذاشت  و او را در اطاق ناهارخوری همان بازداشتگاه مصدق به امانت سپرد تا در وقت ديگرى به جائى كه مصدق وصيت كرده بود انتقال دهند. بعد از بهمن ۱۳۵۷ گروهى از روحانيون با نفوذ تازه به قدرت رسيده، سر بى مهرى با مصدق را پيشه کردند و حتی گویند که عده اى از طرفداران آنها به قبرهاى شهدای ۳۰ تیر ۱۳۳۱ صدمه رساندند و به قول اعضاى خانواده مصدق جو سیاسی جهت انتقال جسد دکتر مصدق به ابن بابويه هنوز مساعد نبوده است.
در نوامبر ۲۰۰۴ در يك کتابفروشی در لندن متوجه شدم كه كتاب «همه مردان شاه» استيفن كينزر به عنوان پر فروش ترين كتاب در بريتانيا ارتقاء يافته است. دو نسخه از آن را خریداری کردم  و هر كدام از آنها را با نامه اى ضميمه برای نخست وزیر وقت بریتانیا تونی بلر و رئیس جمهور وقت آمريكا جرج بوش فرستادم. در نامه ايي كه ضميمه آن کتابها كردم  به عنوان يك ایرانی از آنها تقاضا كردم كه به دليل دست داشتن کشورشان در كودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به طور علنی از مردم  ايران عذرخواهی كنند و از آنها تقاضا نمودم كه اگر هنوز با وجود شواهد فراوان  به دست داشتن دولت کشورشان در اين واقعه بسیار مهم تاريخى كه سرنوشت وطنم را عوض كرده است، شك دارند مى توانند به تعيين عده اى جهت پیدا کردن واقعیت حقیقت یابی نمایند و به خصوص گوشزد كردم كه هنوز عده اى كه توسط اين كودتاى تحت تأثیر قرار گرفته اند از نظر جسمی و روحی می نالند و تقاضا كردم كه دستور دهند كه به آنها غرامت پرداخت شود و از كسانى مانند بيوه دکتر فاطمی که در لندن سکونت دار دلجوئى شود. در تاريخ ۲۲ نوامبر ۲۰۰۵ نامه اى از دفتر تونى بلر دريافت كردم كه نوشته بود:" نخست وزير از من تقاضا كرده كه از شما براى نامه ات و نسخه كتاب "همه مردان شاه" تشکر كنم" ولى هيچ پاسخی از دفتر پرزیدنت بوش دریافت نکردم.
گرچه نقش ایران كنونى در جهان با وقتى كه کورش كبير بنیانگذار هخامنشیان در ۵۵۹ سال قبل از میلاد مسیح اولين امپراطوری دنيا را به وجود آورد قابل مقایسه نيست ولى ايران تنها كشورى در آن منطقه جهان بوده كه هیچوقت مستعمره قدرت هاى غربى نبوده و حتی همیشه نقش رهبرى را در منطقه اش  بازى كرده است. براى مثال در سال ۱۲۶۵ با قضیه تنباکو مردم ایران رهبری روحانیت علیه دخالت غرب قیام كردند و در سال (۱۹۰۶)، (۱۲۸۶) ايران اولين كشورى در اين قسمت جهان بودند كه نمایندگان انتخابی مردم خويش را به پارلمان فرستاد. حتى بعضی ادعا می كنند كه موجهای  كنونى تروریستی امروزه در دنيا نيز از ایران شروع شد. آنها میگویند: در ايران بود كه احساسات ضد آمريكائى و غربی برای اولین بار به عنوان ابزاری مورد استفاده قرار گرفت و به تدریج اعمال آنها سرمشق كشورهاى دیگر قرار گرفت. گرچه جای خوشبینی است كه با وجود احساسات ضد غربى در ايران به خصوص در پنجاه سال گذشته از زمان وقوع كودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هیچکدام از كسانى كه علیه آمريكا در سال ۲۰۰۱ و در انگليس در ژوئن ۲۰۰۵ كه  به اعمال تروریستی دست زده اند ایرانی نبوده اند.
این مسئله خود شاید نمودار اين واقعیت باشد كه عده زيادى از ايرانيان به  راه و رسم و روش زندگی غربى علاقه و تمايل دارند ولى در اجتماع كنونى ايران آنها جرأت حرف زدن و ابراز عقاید چندان ندارند. اين افراد شاید به تازگی به غرب نزديكتر شده اند چون شاهد بوده اند كه چگونه  بعضی از سردمداران حكومت كنونى ايران از مذهب جهت رسیدن به اهداف فرقه اي خويش و قبضه كردن قدرت سوءاستفاده كرده اند. همچنین در همين راستا گفته شده است كه در ايران برخلاف كشورهاى عربى كه امپراطوری دوران شكوفائى اسلام را مظهر افتخار و سربلندی خود میدانند از آن به عنوان  نيروى افراد متعصب يك دين جديد كه در سال ۶۳۲ بعد از میلاد به کشورشان شبیخون زدند و امپراطوری ساسانیان را نابود كردند ياد مى كنند وعده زیادی از ایرانیها همچنین از سست شدن عقايد كهنه فرهنگی و حتی مذهبیشان باكی ندارند. دلایل ديگر تمايل ايرانيان به غرب به دوران بسیار كهن بر مى گردد، زمانى كه ايران باستان، یونان و روم با هم مراوده و جنگ و همزیستی در كنار هم داشتند. بعضی عقيده دارند كه اين پيوندهاى تاريخى چند هزارساله بدون شك مى تواند در رایزنی و درك بهتر يكديگر مفید باشد و به ارتباطات و گفتگوهای فى مابین ما حتى در اين دوران كمك کنند.
به هر حال برای عده زيادى از ما در هر جای جهان كه هستیم زمان دیگری فرا رسیده است كه با استفاده از تجربه هاى گذشته بايد از تکرار اشتباهاتمان جلوگیری كنيم. گر چه  به حق گفته اند كه «در بخشش لذتى است كه در انتقام نيست» بايد دانست كه  اقرار به موقع به گناه و عذرخواهی از اشتباهات مان همچنین  مى تواند از کشمکش و بحران و ضایع شدن انرژيمان بکاهد و باعث بهبود و استحکام و استواری روابط بين انسانها شود. حرکت در این مسیر نه تنها از برخورد با مسائل تکراری گذشته ميكاهد بلکه  در مدت طولانی مى تواند دلخوری ها را رفع کرده  و ناراحتی ها را بمرور زمان کاهش دهد و سرانجام با اعتماد سازی  متقابل باعث  التیام  زخم های کهنه شود و روابط فيمابين را در محیطی حسنه و دوستانه تحكيم بخشد. گويند از ميان كسانى كه شهامت بخشش  دارند ايرانيان با فرهنگ كهن اهورامزدایی جايگاهی بلند دارند و شكى نيست كه کسانی كه از مسند قدرت و غرور با درستی و صداقت  پا پیش میگذارند و به اذعان واقعیت دهان می گشایند از طرف ایرانیان قابل تمجیدند.

 

دکتر محمد مصدق در دوران خويش اسطوره اى بى مانند بود. او یک پرقدرت ترین امپراطوری آن دوران را به لرزه درآورد و دید دنیا را در باره آن عوض كرد. در آن دوران- مردم در اقصا نقاط  دنيا نامش را زمزمه ميكردند و رهبران آنها افتخار آشنائی و مصاحبت با مصدق را داشتند  و عجیب اینکه سرانجام همهً آنها  با مخالفان اجنبی اش همکاری کردند تا او را واژگون و نابود سازند 
به حق كه مصدق غولی بود كه وجود ش خواب را برای بدخواهان ایران زمین تلخ كرده بود
دکتر محمد مصدق صادقانه به ایران زمین و مردمش خدمت کرد
یادش را گرامی و راهش را پایدار می داریم

 

برای تماس با دکتر تقی پور و ابراز عقیده در باره این مقاله با ایمیل زیر تماس به گيريد:
info@cosmeticsurgeryuk.com

Print Print | Sitemap
© Copyright, ahmadabadmossadegh.com حقوق قانونی محفوظ است